پرخاشگری و خشونت:
منتشر شده در روزنامه گلشن مهر
در پردازش ذهن و ساختار زبان، برخی مفاهیم با پیشفرضهای تاریخی بهگونهای ثبت شدهاند که امکان در نظرگرفتن لایههای دیگر معنایی را از مخاطب و کاربران آن مفاهیم، سلب میکند. در این یادداشت به مفهوم "خشونت" پرداخته میشود. مفهومی که به محض کاربرد آن در جامعهی زبانی، تصاویری از وضعیتهای مورد ضرب و شتم قرار گرفتن "بدن"ها را به ذهن متبادر میکند. "بدن"هایی که اصولا از یک ساختار و گفتمان قدرت در سطحی ناهماهنگ با مفعول خود یعنی فرد یا افراد مورد خشونت قرار گرفته شده، را در پیشفرضهای تاریخی گفته شده ترسیم میکند. این بدنها اصولا به گروههای در اقلیت مانده تعلق دارند؛ بدن زنها ، بدن بردهها، کارگران، کودکان، اقوام، سیاهپوستان، افراد فرودست جامعه و ...
ژاک دریدا در مهمترین و مبناییترین اثر خویش تحت عنوان در باب علم نوشتار ((Of Grammatology مفهوم "خشونت بنیادی" ( arche-violence ) را مطرح میکند. از دیدگاه دریدا خشونتی که به مفهوم متداول آن در جامعه دیده میشود ریشه در نوعی خشونت انتزاعی و کلی دارد که از آن به عنوان "خشونت اولیه" یاد میکند. دریدا منشائ خشونت تجربی در تمامی اشکالش را در زبان مییابد؛ خشونت اساسی که جزء لاینفک زبان است و از طریق ایجاد تفاوت و تقابلهای دوگانه عمل میکند و این تن است ضادها و تقابلها با تاثیر بر تمامی نظامهای معنایی و تفسیری، خشونتِ رایج در جامعه را بنیان نهادهاند. مقاله حاضر در پی آن است که با در نظر گرفتن نظریه خشونت بنیادی دریدا و برخی دیدگاههای فمینیستی متاثر از نظریات وی، منشاء خشونت و تجاوز علیه زنان را مورد بحث قرار دهد. در این مقاله تاکید بر آن است که خشونت علیه زنان نشات گرفته از زبان و فرهنگ مبتنی بر آن است. خشونت فرآیندی ذهنی است که جنبههای درونی و بیرونی دارد. خشونت در عرصه سیاسی و اقتصادی بازتولید شده و امروزه خشونت بر اساس تئوری بازنمایی جان استوارت هال (نظریه پرداز جامعهشناسی) به شکلهای دیگرسازی، مناسبات فرودستی، روابط نابرابر در قدرت و فنای نمادین، ریشه فرهنگی دارد. از سویی دیگر خشونت یا پرخاشگری انواع گوناگونی دارد که محدود به پرخاشگری و تعرضات جسمی و فیزیکی نیست و در این مقدمه اشارهای گذرا به آنها خواهد شد. در ابتدا به تعریف خشونت و پرخاشگری پرداخته میشود که اساسا خشونت یعنی چه و در برگیرندهی چه تعاریف و ویژگیهایی است. خشونت واژهای عربی است که از لحاظ لغوی یعنی خشن شدن، درشت شدن، ضدنرمی، تیز بودن، سخترویی و غضب. اما از لحاظ مفهومی؛ رساندن هر نوع ضرر به دیگران و ایجاد سرکوب علیه دیگری را که میتواند به عنوان ابزاری برای کنترل دیگری باشد را که در جوامع با توجه به آیینها، فرهنگها، زبان و کارکردهای زبان خاص به شکلهای گوناگون و درجات مختلف ارائه میشود را خشونت میگویند. بنابراین خشونت نه تنها ابراز خشم و غضب به صورت فیزیکی بوده بلکه انواع وسیعتری را در برمیگیرد. اما به هر روی، اساس خشونت شامل ضرر رسانیدن به دیگران است؛ ضررهای مادی، معنوی، جسمانی، روانی و یا صورتهای دیگر آسیبرسانی. از سویی خشونت میتواند به صورت فردی یا گروهی انجام پذیرد از این رو در نوعی دیگر از تعریف خشونت، میتوان گفت: خشونت عبارت است از رفتار و برخورد نامطلوب فرد یا گروه با فرد یا گروه دیگر. فرهنگ حقوقی نیز خشونت را استفاده نابه جا، غیر قانونی و تعرضآمیز از قدرت تعریف میکند. قبل از وارد شدن به تقسیمات کلی در مورد انواع خشونت لازم است که به مسالهی مهم از زاویه اثرپذیری و اثرگذاری خشونت اشاره کرد که به چند دسته تقسیم میشود که در آن به فردی که خشونت میورزد، فاعل و به فردی که مورد خشونت قرار میگیرد، مفعول گفته میشود و باید به این نکته صراحتا اشاره شود که قرار گرفتن در ذیل فاعل یا مفعول بودن به شدت نسبی بوده و به شرایط اجتماعی و فرهنگی و شخصی و موقعیت هر دو سوی این رفتار کنشی و واکنشی بستگی و حتی رابطهی مستقیم دارد:
-فاعل خشونت میورزد اما این رفتار، از جانب مفعول خشونت تفسیر نمیشود با این وجود مفعول از آن آسیب میبیند.
-فاعل خشونت میورزد اما این رفتار، از جانب مفعول نه خشونت تفسیر میشود و نه مفعول از آن آسیب میبیند.
-فاعل خشونت میورزد اما مفعول با اینکه آن را خشونت تفسیر میکند، از آن آسیبی نمیبیند.
-فاعل خشونت میورزد و مفعول نیز آن را خشونت تفسیر میکند و از آن آسیب میبیند.
-فاعل خشونت نمیورزد اما این رفتار از سوی مفعول خشونت تفسیر میشود.
مسالهی مهم دیگری که باید در مورد تقسیمبندی خشونت و انواع آن ذکر شود، مسالهی همپوشانی برخی از انواع خشونتها در تقسیمهای گوناگون است. یعنی برخی خشونتها را کاملا نمیتوان در مستقیم و یا غیرمستقیم قرار داد چون همانطور که گفته شد، ساختار فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی و شرایط زیستی و تجربیات اشخاص و حساسیتهای فردی، میتواند این تقسیمبندی را دچار چالش کند چرا که با توجه به اثرگذاری و اثرپذیری افراد از مفهوم خشونت از فردی به فردی دیگر میتواند تغییر کند. در این مقاله سعی میشود به این متغیرها که کاملا هم قابل کنترل نیستند نیز توجه شود.
انواع خشونت به طور کلی:
خشونت به دو نوع کلی تقسیم میشود که هر کدام به نوبهی خود شامل انواع و دستهبندیهای گوناگونی است که همانطور که ذکر شد، گاها با هم همپوشانیهایی پیدا میکنند. در اینجا سعی میشود که مرزهای محرزتری از تقسیمبندیها ارائه شود: 1- خشونت مستقیم ؛2 - خشونت غیرمستقیم.
-خشونت مستقیم:
خشونتی است که به صورت آشکارا قابل دیدن باشد. که خود شامل سه نوع خشونت جسمی، روانی و فرهنگی است که به طور کلی به انها اشاره خواهد شد.
الف) خشونت جسمی: خشونتی است که بر بدن افراد اعمال میشود که به دو نوع جنسی و غیرجنسی تقسیم میشود.
1-خشونت غیرجنسی: از انواع خشونت مستقیم و آشکار بوده که طبق آمار بیشتر از طرف مردان و ساختار قدرت بر بدن افراد برای کنترل بر این افراد به خصوص کودکان و زنان، کارگران، اقلیتها، گروههای مورد تبعیض واقع شده و افراد در حاشیه ماندهی اجتماع و فرودست جامعه، اعمال میشود که در محیطهای اجتماعی، آموزشی، کاری و خانوادگی صورت میپذیرد. از این نوع خشونت میتوان به موارد زیر اشاره کرد: قتل که آشکارترین نوع خشونت محسوب میشود، شکنجه(زنان، کودکان، کارگران)، رساندن آسیب بدنی به فرد، تنبیه بدنی(کودکان، زنان؛ کارگران و افراد فرودست)، ضرب و شتم افراد در نزاعهای خانوادگی و خیابانی، اختلافات ناموسی که میتواند منجر به قتل شود، و مهمترین خشونت جسمی غیرجنسی؛ جنگها و شکنجهها در زندانها توسط نظامهای دیکتاتوری بر بدن افراد توسط فشار بر بدن آنها است.
2-خشونت جنسی: به هرگونه رفتار غیراجتماعی در برخورد با زن و بدن زن اطلاق میشود که از انواع خشونت بارز و آشکار علیه زنان محسوب میشود. برخی از انواع خشونت جنسی در حیطه زندگی خصوصی زناشویی و خانوادگی اتفاق میافتد و برخی هم در زیر قواعد پنهان و آشکار آیین و عرفهای اجتماعی و خرده فرهنگها و اعمال آن تنها از عهدهی مردان بر میآید و قدرت اقتصادی بهعنوان امکان موجد خشونت در ید مردان قرار میگیرد. از جمله این خشونتهای جنسی عبارتند از: تجاوز ( تجاوز به کودکان، زنان، محارم و..)، سوء استفادههای جنسی(لمس، آزاررسانی جنسی؛ در محیطهای کاری، اجتماعی، خانوادگی از سوی همسر یا والدین یا دیگر اعضای خانواده)، ارعابهای جنسی( چه در محیطهای کار، خانواده و سایر موقعیتهای اجتماعی)، خرید و فروش زنان برای استفادههای جنسی برای برخی مکانها، عقیمسازی کارگران جنسی، روسپیگری اجباری، بارداری اجباری زنان، سقط جنین اجباری، کودک آزاری، استثمار زنان در قبال فراهم کردن جایگاه و موقعیت شغلی، استثمار زنان به عنوان کارگران جنسی، سوء استفاده از زنان در صنعت تولید فیلمهای پورن و پورنوگرافی، سوء استفاده از زنان در صنعت مد و تبلیغات به عنوان کالاهای جنسی و ...
3-خشونت روانی: رفتار خشونتآمیزی است که بیشتر در ساختار زبان و کلام صورت میپذیرد و براساس یافتههای روانشناسی، خشونت روانی-کلامی بیش از خشونتهای فیزیکی بر روح زنان و اقلیتها و افراد در تبعیض اجتماعی قرار گرفته شده، تاثیر میگذارد و لایههای درونی و خودپندارههای آنان را تهدید میکند و شرافت، آبرو و اعتماد به نفس افراد را خدشهدار میکند که به دو نوع خشونت زبانی و اشارهای تقسیم میشود. خشونت زبانی خود به دو نوع نرم و خشن تقسیم میشود:
الف)خشونت زبانی: خشونتی که از طریق آزار زبانی به طور مستقیم و غیرمستقیم بیان میشود که برای کنترل و تحقیر افراد به کار میرود را خشونت زبانی میگویند. آنچه که تحمل آزار زبانی و هتاکی را سخت میکند توصیفات بیرحمانهای است که نوع زندگی، نوع فکر و احساسات و نیازهای فرد مقابل را مورد هجوم قرار میدهد و تبدیل به خشونت روانی میشود چرا که میتواند ساز و کارهای روانی افراد را مورد اصابت قرار دهد. معمولاً قربانیان این نوع خشونت چنین رفتاری را نادیده میگیرند و تنها زمانی که با خشونتهای جسمی شدید همراه شود، نسبت به آن واکنش نشان میدهند. خشونتهای زبانی به سادگی قابل شناخت نیستند و شامل انواع گوناگون در بافتهای متفاوت زبانی میشود که دو نوع خشونت زبانی نرم و خشونت زبانی خشن را میتوان نام برد:
1-خشونت زبانی نرم: این نوع خشونت در ظاهر نه تنها جزء خشونت زبانی محسوب نمیشود بلکه نقش حمایتگرانه و محترمانهای را از طرف فاعل آن تصور میشوداما در واقع افراد با به کاربردن واژگان ستایشکننده و خوشایند، میخواهند به طور عمد یا غیرعمد، اعمال قدرت کنند و زنان را در گفتمان پذیرفتهشده و کلیشهای جامعهی مردسالار به صورت قالبی حفظ کنند. که در چند سطح قابل بررسی است: سطح واژگانی؛ سطح نحوی؛ اصطلاحی، ضربالمثل، موقعیتی و القایی. این واژگان که ظاهرا چتر حمایتیای را برای زنان میسازد در واقع در طرحوارههای آنان، جنس ضعیف و ناتوان بودن، منفعل بودن، ابژهی بی صدا بودن را القاء میکند. به طور مثال:
-سطح واژگانی: استفاده از واژگان ستایش کننده( اگرچه در ظاهر واژگانی ستایشگر هستند اما در محتوای درونی این واژگان، نوعی گفتمان مقتدر نهفته است که فاعلیت را به خصوص از زنان گرفته و اجازهی بروز آنها را سلب میکند؛ خوب، زیبا، مهربان، آرام، متین، باوقار، صبور، محترم، خانم، عزیزم)،
-سطح نحوی:
-سطح اصطلاحی: کاربرد اصطلاحات به ظاهر احترام آمیز ( زن مثل فرشته است، زن مثل گل می ماند، زن لطیف است، زن، هدیهی آسمانی ست، )
-سطح ضربالمثل:
1-مانی میگوید: زدن زن ولو با شاخهی گل سزاوار نيست. در این جمله اقتدار مردانه در عقب اين جملهی ظاهرا نرم، نهان است به اين معنا كه مرد اختيار دارد ولي نبايد زن را بزند؛ یعنی بازهم اقتدار مردانه در اين مقوله محفوظ است.
2-شكسپير میگوید: زنان مثل گل سرخ هستند، اگر پژمرده شوند به زودي پرپر خواهند شد. ميتوان چنين استنباط كرد كه زنان خيلي ناتوان هستند و همواره به نوازش و توجه مردان نياز دارند وگرنه زندگيشان را از دست ميدهند.
3- زن پاكرو و پاكدين بايد و كد بانو و شوي دوست و شرمناك و پارسا و كوتاه زبان و كوتاه دست و چيز نگهدارنده تا نيك بود كه گفته اند زن نيك عافيت زندگاني بود...
-موقعیتی: سانسور برخی واژگان، عبارات، اصطلاحات در حضور زنان( اینجا خانوم نشسته، کاش این خانوم اینجا نبود، )
-القایی: تعریف زن خوب با تکرار خاطراتی از زنان صبور برای کنترل اوضاع توسط مرد و عوامل قدرت،
2- خشونت زبانی خشن: عبارت است از خشونتی بیرحم، تحقیرآمیز و ضد کرامت انسانی است که در پشت خشونتهای فیزیکی فراموش شده است که شامل:
در سطح واژگانی: تهدید به قتل، توهین و فحاشی مستقیم( جنسیتی و غیرجنسیتی)،کاربرد واژگان نشاندار و داغ، تحقیر، تمسخر، متلک، -عصبانیتهای غیرقابل کنترل زبانی: ممکن است فرد هیچ فحشی ندهد اما دربرابر هر نوع اظهارنظر دیگری، فریاد بزند و با وداد و بیداد با افراد مخالفت کند و اینگونه افراد را مرعوب خویش سازد.
-کاربرد استعارههای جنسی:
-کاربرد برچسب: زنیکه، فاحشه،
-انتقاد ناروا: مخالفت، انتقاد نابه جا و دادن پاسخهای تحقیرآمیز و در عین حال بهتر جلوه دادن نظرات خود طوری که فرد حق را به او دهد.
-مخالفتهای پیاپی:
-موقعیتی: حذف زنان در گفتمانهای جنسیتی از طریق تخریب جنسیتی، تهدید به جدایی، تهدید به ازدواج مجدد، نادیده گرفتن نظرات و عقاید زنان( در خانواده، اجتماع و محیطهای کاری)، تلقین احساس گناه( به زنان با مقایسهی انها با زنان مورد ستایش جامعهی مردسالار یا عرف و فرهنگ قالب)، مقایسههای نابه جا
-کاربرد ضرب المثلهای جنسیتزده: در زیر چند مثال از ضربالمثلهای مکتوب و شفاهی از متون فرهنگی و اساطیری را که عموماً رفتار خشونتآمیز کلامی مردان علیه زنان و دختران را تایید میکند و بیشتر در جهت اثبات و تایید فرودستی و سستی عقل و خرد و اراده زن است به عنوان نمونه آورده میشود:
1-گربه را باید دم حجله کشت: به معنای آن است که باید زن را از همان آغاز زندگی با رفتار خشونت بار مرعوب و مطیع کرد.
2-زن ذلیل: اصطلاحی است که به عنوان صفت تحقیرآمیز برای مردانی که به نظرات همسر خود احترام میگذارند اطلاق می شود.
3-باورهای مرد سالارانه در ایران خشونت را طبیعت مرد میداند و به زن میقبولاند که با لباس سفید به خانه بخت می رود و هر چه که بر سرش آمد باید با کفن سفید از آن خانه بیرون بیاید.
4- از سه چیز باید حذر کرد: دیوار شکسته، زن زبان دراز، سگ گیرنده.
5- زن خوب فرمانبر پارسا / کند مرد درویش را پادشاه؛ یعنی: اگر مطیع باشد، شایسته و قابل احترام است.
6-زن که رسید به بیست باید به حالش گریست، این ضربالمثل به پیری زودرس زن توجه میدهد و جاذبههای جنسی او را تا مرز 20 سالگی تایید میکند و هر نوع تکامل دفاعی و عقلی زن را نفی میکند.
7-زن و شوهر جنگ کنند، ابلهان باور کنند.
8- زن از پهلوی چپ شد آفریده / کس از چپ راستی هرگز ندیده. اشاره به داستان آفرینش در قرآن است که میگوید زن از باقی ماندهی گل آدم و یا از دندهی چپ مرد آفریده شدهاست و در فرهنگ ایرانی یکی از معانی مجازی چپ (انحراف است؛ بیخردی) و یکی از معانی راست (برگزیدن راه درست در زندگی است؛ خردورزی).
ب) خشونت اشارهای:
-سکوت: سکوت میتواند یک نوع خشونت باشد. گاهی افراد را لایق همکلامی نمیدانند و زحمت واکنش نشان دادن نمیدهند. با یک لبخند سرد و یا سر تکان دادن فرد را وادار به سکوت میکنند و به طور ضمنی به فرد القا میکنند که حرفهایتان بهایی ندارد.
-تایید با سر و عدم پاسخگویی که نشانهی بیاعتنایی به فرد است.
-رفتارهای محترمانهی بی مورد: اول خانمها بفرمایند.
2-خشونت غیرمستقیم:
خشونتی است که به چشم دیده نمیشود اما آثار آن میتواند قابل پیگیری باشد. مانند کینه، کدورت، بیاعتمادی، غیبت، شیطنت، بیتفاوتی و عدم همکاری. خشونت غیرمستقیم نیز به دو نوع تقسیم میشود:
الف)خشونت فرهنگی ب)خشونت ساختاری
الف)خشونت فرهنگی: مشتمل است بر رسم و عرفهای منفی، پایمال ساختن حقوق و ارزشهای دیگران به خصوص زنان و پیروی از خرافات در خرده فرهنگها
ب)خشونت ساختاری یا سازماندهی شده: خشونت ساختاری در برگیرنده نابرابری در توزیع و تقسیم منابع مادی و معنوی بین گروههای اجتماعی است. مانند: خدمات بهداشتی، آموزشی، تعلیم و تربیت و سایر تسهیلات و یا جلوگیری از رشد و انکشاف فرد یاگروه خاص.
در این بخش میخواهم به چگونگی شکلگیری خشونت در افراد بهطور گذرا اشاره کنم. اولین بار آلفرد آدلر در سال 1908 میل به پرخاشگری را مطرح کرد، اگر چه بعد از مدتی آن را رد کرد اما فروید این مفهوم را در سال 1923 وارد روانکاوی کرد. فروید در فاز آخر نظریهپردازی خود به این نتیجه رسیده بود که نیروهای پویشی اساسی که شخصیت را با انگیزه میکنند اروس(زندگی و میل جنسی) و تاناتوس(مرگ و پرخاشگری ) هستند. این نیروهای مکمل، غرایز هستند که مبنای جسمانی دارند ولی در خیالپردازیها، امیال، احساسها، افکار، و از همه مستقیمتر در اعمال ابراز میشوند که هماره ارضای فوری تکانههای جنسی و پرخاشگری را میطلبد. با توجه به این نظریات فروید، خشونتی که در عصر شهرنشینی ما وجود دارد از نظر طرفداران فروید انعکاسی از خصومت فطری در انسانهاست. درست به همان صورتی که کردارشناسانی چون تین برگن و لورنز اظهار میدارند که حیوانات غرایزی برای تخلیه کردن پرخاشگری دارند، نظریهی فروید حاکی از این است که انسان برای حمله کردن و نابود ساختن غریزه دارد. اما انسانها در عین حال دوست دارند در جوامع متمدن زندگی کنند و ثبات سازمانهای اجتماعی- به عنوان نمونه، روابط، خانوادهها، و جوامع- همواره توسط طغیانهای خصمانهی شخصیتهایی که به طور نامناسب از خود دفاع میکنند تهدید میشود. از این رو مقررات اجتماعی منجر میشود که افراد با استفاده از مکانیزمهای دفاعی یا کنترلهای درونی به تکانههای جنسی و پرخاشگری خود اجازه ندهند که به صورت فورانهای کنترلناپذیر ابراز شوند. بدون این دفاعها، تمدن به جنگلی از حیوانات تجاوزگر و ویرانگر تنزل خواهد یافت. پس اساس خشونت میتواند در لایههای درونی انسانها و در پس کردارهایش پنهان باشد که به شکل ناخودآگاه در ساختار زبانی خود را عیان سازد. به نوعی میتوان گفت که خشونت ابتدا در ذهن شکل میگیرد و بر اساس گفتمان فرهنگی جامعه بنیان نهاده میشود و شدت و اشکال گوناگون خشونت در جوامع مختلف را باید در ساختار فکری-فرهنگی-زبانی-تاریخی آن جامعه جستجو کرد.
شوکا حسینی
شوکا حسینی...
ما را در سایت شوکا حسینی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 169