« با هوم، نمایشی از دموکراسی»

خرید بک لینک

« با هوم، نمایشی از دموکراسی»

نقدی از شوکا حسینی بر پرفورمنس « با هوم »

اثری از محمد آزرم

از مجموعه ی « واژگان ایستاده »

منتشر شده در روزنامه "آرمان"

 

پرفورمنس « با هوم » که در برگیرنده ی سه شعر با نام های: « خواب دیدن »، « تهران » و « کدی کد » از کتاب « هوم» بوده است در مجموعه ی « واژگان ایستاده» گالری دنا اجرا شد که توانست مخاطب را به تعامل با خود، وا دارد.

این اجرا با استفاده از صدا، نور، ساختار فضای کنش مند و مخاطب آگاه به گفتمان های دیگر، خود را در معرض « وقوع » قرار داد. شعرهایی که در کتاب، خوانشی بوطیقایی را به دنبال داشت؛ زمانی که به اجرا رسیدند، مخاطب را با اتفاق؛ وقوع رو به رو ساخت. اتفاق از منظر وضعیتی غیرقابل پیش بینی و حادث شدن، نه آن گونه که بتوان شیوه های از قبل آموخته و تجربه شده را در مواجهه با آن در انباشت خود داشته باشد؛ نوعی اتفاق که حدس در آن به عنصر خلق و خلق های دوباره تبدیل می شد.

در این اجرا آزرم با استفاده از تن و صداهای دیگر، دیگری های بیرون از پروسه ی تولید متن را، به درون ساختار تولید، کشاند و در هنگام تولید، متنی تازه _اگر چه فرم نوشتاری اش از قبل نشان داده شده بود_  به خلق دوباره ی متن و همراه با آن به خلق تازه ای از مخاطب رسید. مخاطب « باهوم» همان مخاطب  شعرهای نوشتاری کتاب « هوم» نبود. مخاطب « با هوم» از متنی شناسه دار به متنی که از هر وجهی می توانست با گشودگی در اختیارش قرار بگیرد، هبوط کرد.

در « خواب دیدن » از لحاظ اجرای زبانی از فرم خواب استفاده شد؛ جملات کوتاه با منطق و قابلیت « وقوع »، پرتاب های تصادفی از لحاظ رابطه ی معنایی، احضار مفاهیم انتزاعی در قالب « امکان ها ». تعامل تن های گونا گون از لحاظ صدا و بدن در این اجرا، گویا نمود تازه ای از نوشتار کاغذی این شعر بودند. بدن ها با تعلیق هایی که از صدا در آن ها جمع شده بود، هر کدام سطرهایی از این شعر دویست سطری بودند که در تخیل انسان مدرن به حرکت در آمده بودند؛ درست شبیه هذیانی از خواب که در آن، « ناخوداگاه » با « خود » به توافق می رسد و در نیمی از وضعیت هوشیار، خودش را ادامه می دهد. این بدن ها دیگر بدن های قابل شناسایی در واقعیت نیستند؛ بدن هایی اند که در ادامه ی خواب ها تبدیل به « دیگران » می شوند. به نقطه ای از سوژه ی سیاست تبدیل می شوند؛ آنجا که امر ناآشنا به منصه ی ظهور می رسد؛ آنجا که زبان با آشنازدایی در ژرف ساخت خود، بر تن می نشیند و هر نوع فقدانی را شروع به نمایاندن می کند. آنجا که خواب، دیگر در دسترس هیچ « قدرت » مرکزی ای نمی تواند قرار بگیرد؛ عرصه ی بیداری را مورد هجوم قرار می دهد و به بیداری تجاوز می کند و خواب، خود قدرتی می شود برای ارائه ی کانونی جدید. این خواب دیدن و پیروی از آن در متن اسطوره و ادیان همیشه نقطه ی عطفی برای کانونی شدن بود؛ یونس، ابراهیم، یوسف، به گفته ی اریک فرم زبان از یاد رفته ی خواب را رمزگشایی کردند و نتیجتا آن شد که شد.

در « تهران » که بین « ت » و « ط » سرگردان باقی مانده، از فرم سرگردانی و معلق بودن، استفاد شد. تکرار ملال آور آدم ها و ماشین ها که انسان مدرن شهرنشین را در نهایت می بلعد. مارشال برمن در تجربه ی مدرنیته به این ملال و آزرم انسان اشاره های به جایی می کند.  

 چگونه ماشین ها انسان را در خود و از خود بیرون رانده، یا به درون می کشانند؟ تکنولوژی با انسان همان کاری را می کند که تمدن با انسان و ما را گریزی نیست چرا که تمدن و نهایتا مدرنیته شدن آزادی را از انسان سلب کرده و او را به سوژه ی در فرایند، تبدیل کرده است. سوژه ای که در حال شکل گیری و همزمان نابود شدن به سر می برد. آزرم نیز از همین ملال و تکرار ملال آور سود جسته  و شهریت کسل کننده را به رخ می کشد. چه بلایی بر سر مخاطب آمده است؛ نه آن رویای طبیعت، دیگر پاسخ گوی ملال اوست و نه آن رفتن به اعماق شهر. نه خجستگی و نه اشتیاق همه در گروه کدورت دود ماشین ها انسان شهری را می بلعد و در جیغ های خودش به اعتراض می ایستد که ماشین ها ماشین ها ماشین ها و گاهی: آدم ها.

گویا سینمای هالیوودی حدسش درباره ی به زیر سلطه درآمدن انسان توسط تکنولوژی(ماشین ها) را باید جدی تر می گرفتیم. آن نوع همسان سازی و تبدیل شدن به موجوداتی بیرون از تاریخ. موجوداتی متحرک و ظاهرا کنش مند ولی تنها سوژه ای برای پُر کردن اشتهای سیری ناپذیر آهن، پیچ ، واشر، تسمه و غیره.

در "کُدی کد" آزرم با استفاده از تداعی معانی آزاد به سراغ مخاطب می رود و او را با گذاشتن در متن های دیگر، برانگیخته می کند که ادامه ی این متن، خود تویی، خودِ خودِ تو. در نهایت انسان از این فضا گویا می خواهد پیروزمندانه به بیرون بیاید که آری اینک انسان. با همه ی مهاجمان در خواب و بیداری، انسان می تواند هماره به خلق بپردازد و دیگری ها را به بیرون براند. همان گونه که در سیر تاریخی اش، خود را از دست تعداد کثیری از خدایان نجات داد و آن ها را به بیرون از زمین راند. مخاطب حاضر در این اجراها که آزرم به طور هوشمندانه، سیر دموکراتی را از نظر محتوا و اجرا برایش در نظر گرفته بود؛ با خواب دیدن که گشوده ترین عرصه ی جهان انسانی است و هیچ آلترناتیوی را به آن راهی نیست (ظاهرا)، بعد با "تهران" که فرم به سمت روان های ناسازگار و تخلیه ی رانه ها در صدا و تن می انجامد، هم چنان آن دموکراسی را رعایت می کند تا به "کدی کد" می رسد و باز هم ظاهرا مخاطب در وضعیتی دموکرات قرار می گیرد، تن به تراوش می دهد و آن هم ظاهرا به طور آزادانه. اما مخاطب فریب می خورد و آزرم از او چیزی را می خواهد بنویسد که به طور نامحسوسی در ناخودآگاه او جایگزین کرده بود. مخاطب با قرار گرفتن در بین کدها و متن هایی که آزرم به او ذره ذره تزریق کرده بود، می نویسد و تولید می کند: استفاده از تکنیک تلقین ( Inception )  برای تولید متن متعالی و تولید مخاطب: 1)جهان خواب= متافیزیک و جهان والا(جهان آزاد و امکان ها) 2)جهان واقع= ملال و تکرار 3)جهان تصویر=جهان متن(حی اعلی نوشتن؛ نوعی بشتابید برای نوشتن، اما با سیاسی ترین شکل دعوت و فراخوانی)

هر نوع سخن از بدن های حاضر در اجرا، سخن از موجود سخن گو است. موجود سخن گو دقیقا موجودی است منشعب که نقطه ی ثقل آگاهی و پیش آگاهی متونِ در محاصره ی بدن او به مثابه ی آن جرم قابل لمس دارای گوشت و پوست و رگ و خون است. موجودی که موجودیت اش به ضمانت حضورش بستگی دارد و انقطاع او با امکان "بودن"، حاصلی جزء نیستی برایش ندارد. اجراهایی از این دست، مخاطب خود را به "بودن" و "نبودن" محدود می کند. در متن های خواندنی، سوژه، با علائم متفاوتی می تواند خوانش خود را توسیع دهد و یا به امر تقلیل، تن دهد اما در فرم های این چنینی، حضور و عدم حضور دقیقا بخشی از اثر است که هرگونه باب گفتگویی را به دو شق جدا از هم تقسیم می کند: حضور و عدم حضور.

شوکا حسینی

17/5/94

 

 

شوکا حسینی...

ما را در سایت شوکا حسینی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: دوشنبه 31 ارديبهشت 1397 ساعت: 17:14

صفحه بندی